جمعی از بچه های بدرد نخور وبلاگ نویس!
تو را به جای همه زنانی که نشناختهام دوست میدارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستهام دوست میدارم
برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب می شود،برای خاطر نخستین گل
برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمیرماندشان
تو را برای خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای همه زنانی که دوست نمی دارم دوست می دارم.
جز تو ، که مرا منعکس تواند کرد؟من خود،خویشتن را بس اندک میبینم.
بی تو جز گستره بی کرانه نمی بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آینهَ خویش گذشتن نتوانستم
میبایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش میبرند.
تو را دوست می دارم برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست
تو را برای خاطر سلامت
به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی نیست دوست میدارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمیدارم
تو می پنداری که شکی ،حال آنکه به جز دلیلی نیستی
تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا میرود
بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.
+ نوشته شده توسط آرش در تاريخ شنبه بیست و ششم آذر 1390 ساعت 14:15 |
امروز وقتی نگاه می کردم به دیگ غذای هیئت گفتم واقعا راست می گن هر چیزی تو این دنیا لیاقت می خواد.
دقت کنین دیگ غذا و تیزی چاقو و قمه همه فلزن.یکی شکم عزادارای امام حسین و مستحق هارو سیر می کنه یکی جون یه بیگناه رو می گیره.فرقش از عرش تا فرش می مونه
داستان ما آدما هم مثل این فلزه با یکمی یه کوچولو فرق
اون اختیاری نداره اما ما آدما اختیار داریم.کاش با اختیار بریم به سمتی که باعث سعادت بشه و بتونیم سرمون رو بالا بگیریم
پ.ن:خدایا ما هیچی نیستیم.تو همه کس و همه چیز ما باش...
+ نوشته شده توسط آرش در تاريخ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ساعت 0:36 |+ نوشته شده توسط آرش در تاريخ دوشنبه چهاردهم آذر 1390 ساعت 1:49 |
واقعا هیچ چیز تو این روزای تنهائی مثه کرانچی دل چسب نیست
وای که این صداش زیر دندون یه احساسی به آدم میده که باهاش می تونی عالمی رو بیخیالی طی کنی
دست سازندش عجیب درد نکنه!!!
+ نوشته شده توسط آرش در تاريخ شنبه دوازدهم آذر 1390 ساعت 17:45 |